علی بختیاری از برپا کنندگان تماشاخانه کارنامه، در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی پانا، گفت: کانون سینمای ایران پیش از انقلاب دو رویکرد دارد؛ یکسری فیلم هستند که اصولا مربوط به سینمایی است که در تقابل با سینمای فیلم فارسی به وجود می آید بنابراین سینمای تمیزی است و ماهیت هنری دارد، یک تعدادی هم از این فیلم ها هستند که اصولا رویکردشان این بوده که برای کودکان تولید شوند اما اصلا برای بچه ها مناسب نیستند و آثار هنری شاخص و خیلی فوق العاده اند که در جشنواره ها موفق بوده و خوب دیده می شده، درواقع عمده فعالیت کانون در سال های پیش از انقلاب به آن تولیدات خیلی عجیب هنری معطوف بوده است، ولی در همان سال ها هم فیلم های مناسب و جالبی برای بچه ها تولید کردند که رابطه خوبی برقرار می کرده است مثل «هفت تیرهای چوبی»، «سه ماه تعطیلی» و … که در واقع می توانسته بچه را پای پرده سینما بنشاند برعکس فیلم های فرشید مثقالی که بچه را پای پرده سینما نمی نشانده است.
1_636020411401773216_s
رویکرد تماشاخانه کارنامه دیده شدن فیلم های کمتر دیده شده یا دیده نشده بود
وی افزود: اتفاق جالب تر در سینمای کودک به اعتقاد خود من در دهه 60 و 70 می افتد، سینمایی که ساختار درست سینمای کودک را دارد با «شهر موش ها» شروع می شود و بعد با کانونی های آن دهه مثل کیارستمی «خانه دوست کجاست» و بعد نوع عمومی تر آن مثل «گلنار» و «گربه آوازه خوان». آن دوران خیلی طلایی بوده که ما دلمان می خواهد یک کاری برای سینمای آن زمان بکنیم چون زودتر می شود مطالعه اش کرد و قابل دسترس تر است. اصولا رویکرد تماشاخانه کارنامه نیز همین بود، برخی از این فیلم ها بالای 50 سال بود که دیده نشده بودند و دیده نشدن آن ها سبب شده بود خیلی ها تصورات غریبی نسبت به آن ها داشته باشند و فکر کنند یا خیلی شاخص هستند یا خیلی عجیب بوده اند، علت اصلی به وجود آمدن تماشاخانه هم این بود که این کارها دیده شوند تا بشود راجع به آن ها قضاوت درست داشت، کما اینکه ما دیدیم خیلی از فیلم هایی که فکر می کردیم فلان کارگردان ساخته و خیلی فیلم عجیبی ست اصلا اینطور نبود و خیلی فیلم روتین و عادی بوده و یک فیلمی هم مثل «سه ماه تعطیلی» که هیچ جا صحبتی از آن نبود یکدفعه یک فیلم فوق العاده ی تاریخی و خوب از آب درمی آید.

021

توانستیم آرشیوها را زنده کنیم و دوباره برگردانیم
بختیاری تصریح کرد: رویکرد ما در تماشاخانه کارنامه رفت به سمت فیلم هایی که یا دیده نشده اند یا کمتر دیده شده اند. مثلا انیمیشن هایی که در دهه 40 در وزارت فرهنگ و هنر ساخته شده و اصلا دیده نشده بودند و شاید بعد از 50 سال بود که روی پرده رفتند. بعضی فیلم های کانون مثل «رهایی» تقوایی که خیلی سال بود دیده نشده بود و نسخه خوبی از آن در دست نبود و با همکاری درجه یک کانون و فیلمخانه ملی ما توانستیم این آرشیوها را زنده کنیم و دوباره برگردانیم. به دلیل محدودیت زمانی که در پخش آثار وجود داشت دست به انتخاب آثار زدیم و معیار ارزشی مان رفت به سمت نادیده بودن این فیلم ها که در دسترس بودن آن ها امکان مطالعه شان را فراهم می کرد.

وی ادامه داد: ما در نمایش فیلم ها با چند نوع مخاطب مواجه شدیم؛ مخاطبانی که انتظار حضورشان را نداشتیم چون یک اکران موزه ای و خیلی مطالعه شده بود. به عنوان مثال من برای این نمایش فیلم ها انتظار حضور بچه ها را نداشتم ولی دو سه روزی که نمایش انیمیشن داشتیم سالن پر از بچه شد که عجیب و باورنکردنی بود، نه اینکه چند سال اخیر سینمای کودک نرفتیم یادمان رفته که بچه باید در سینما باشد این یک جنبه خیلی خوبی بود و روزی هم که انیمیشن دلارا رسولی و جعفر تجارتچی و اسفندیار احمدیه را نشان دادیم باز سالن پر از بچه بود و این خیلی برای من جالب بود. ما یکسری مخاطب هم داشتیم که هر روز سر یک ساعت مشخص می آمدند و تمام فیلم ها را می دیدند و می رفتند اصولا هم دانشجو و جوان بودند و یکسری هم علاقمندان به سینما بودند که تمام فیلم ها را دیدند و بعد از آن در مورد کارها گپ می زدیم.

06
«پنج روز مقاومت در آبادان» یکی از محبوب ترین ها بود
علی بختیاری بااشاره به اینکه فیلم ها اکران های شلوغی را پشت سر گذاشتند، گفت: یک فیلمی که خیلی مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد جدای از «سه ماه تعطیلی» که من فکر می کنم یکی از محبوب ترین ها بود، فیلم «پنج روز مقاومت در آبادان» بود، یک فیلم مستند راجع به جنگ که در سال 59 کانون پرورش فکری آن را تهیه می کند، به قدری این فیلم عجیب بود که ما را که سال هاست جنگ را پشت سر گذاشتیم با یک تصویر عجیب مواجه می کند. این فیلم هفته ششم جنگ برداشته شده از اینرو خیلی بی پرده و تلخ و واقعیست، شهری که یکدفعه مورد هجوم قرار گرفته و بنیادی که قرار بوده کار کودک درست کند اینقدر مسئله ملی و مهم است که آن را کنار می گذارد و یک فیلم مستند درباره جنگ می سازد. خیلی بازخورد درمورد این فیلم خوب بود و فیلم های دیگر نیز همه اکران های شلوغی را پشت سر گذاشتند.
021-1
وی تاکید کرد: فضای حرفه ای سینمابرو از دیدن فیلم «برنده» شگفت زده شدند، چون این فیلم گم شده بود و اولین اکران آن در تاریخ بود. این فیلم بین سال های 57 تا 62 در کانون ساخته می شود و بعد گم می شود، صدای آن وجود نداشت، یک فیلم 20 دقیقه ای بدون صدا به نمایش در آمد ولی مردم واقعا از تماشای آن لذت بردند و خیلی فیلم موفقی بود. فیلم دیگری که همه خیلی دوست داشتند «زنگ اول، زنگ دوم» کیومرث پوراحمد بود که در سال 56 ساخته شده و موضوع آن پسر بچه ای بود که لکنت زبان داشت و با خود می جنگید تا بتواند با آن غلبه کند، فیلم «سیاه و سفید» شهید ثالث و «مداد بنفش» نفیسه ریاحی هم فیلم های موفقی بودند.
09

فیلم های کانون سه جریان سینمایی را شامل می شد
وی درخصوص ویژگی این آثار و مقایسه آن با آثار حال حاضر سینمای کودک اظهار کرد: من سه ویژگی و جریان شاخص در این فیلم ها می بینم؛ یک جریان، سینمایی که قرار است برای بچه ها باشد ولی نیست و کارکرد کودکانه ندارد، فیلم های شاخصی که هنرمندانه ساخته شده اند ولی برای کودک نیست، یک جریان دیگر جریانی که صرفا سرگرم کننده است، یکسری فیلم های شاد با قصه های عامیانه و فولکوریک براساس افسانه ها که لایه های زیادی ندارد و جریان سوم فیلم هایی که خیلی هنرمندانه است و برای بچه ها کاربرد دارد و اصولا لایه های آموزنده، شخصیت پردازی و هدف دارد و پشت آن درسی وجود دارد. این جریان سوم در میان محصولات کانون بیشتر از بقیه فیلم هایی که نشان دادیم دیده شد.

این کیوریتور عنوان کرد: در میان این آثار فیلم هایی هم بوده اند که درباره کودک هستند، فیلمی از خسرو سینایی نمایش داده شد با عنوان «فعل مجهول»، خسرو سینایی از سال 51 تعدادی فیلم برای انجمن اولیا مربیان تولید می کند که محورشان کودک است یعنی این فیلم ها برای کودک نیستند بلکه اوضاع اجتماع کودکان را بررسی می کند و راجع به پدرومادرها و رابطه خودشان باهم و تاثیر آن بر کودک است. «فعل مجهول» نمونه خوب آن است که تا به حال دیده نشده بود و شاید اولین بار است که داریم می بینیم.

013
کارنامه قرار است زمان های جلوتر و پیش تر از خود را نیز بررسی کند
وی در پایان خاطر نشان کرد: کارنامه با بررسی فرهنگ بصری کودکان یک پروژه ارگانیک و زنده است و نمایشگاه کارنامه که در حال حاضر در موزه برپاست بخشی از پروژه کارنامه محسوب می شود. کارنامه قرار است زمان های جلوتر و پیش تر از خودش را و همین طور موضوعاتی که شاید در این نمایشگاه هنوز به آن پرداخته نشده چون فرصت مطالعه اش نبوده را نیز بررسی کند، بنابراین ادامه دارد و رویکردهای آن عوض خواهد شد و مواردی را که شاید تا الان از آن خبر نداشته ایم و ممکن است بعدها پیدا شود را نیز به آن اضافه خواهیم کرد و تبدیل به یک پروژه زنده می شود. ما با تمام بنیادهای مختلف برای گردآوری این مجموعه مشغول کار هستیم، یعنی از شورای کتاب کودک که تخصصی ترین جایگاه برای ادبیات و تصاویر کودک است تا کانون پرورش فکری، موزه گرافیک و هرجایی که با این اتفاق در ارتباط است را با آن ها در تماسیم، بنابراین از تجربه و تخصص همه آن ها در این کار سود برده ایم.

زهرا صفایی

No Comments

Sorry, the comment form is closed at this time.